تبليغاتX
کافه پیاده - تنفر ...

تنفر ...

صدای موسیقی می آید و می خواند:

انگار من در ورای تو در حال پرواز هستم ...

رویا می بینم که برای پیدا کردن حقیقت می میرم

و انگار تو سعی می کنی مرا به زمین برگردانی

.

با خودم فکر می کنم

پرواز همیشه یک شکل است ؟

یعنی پرنده و هواپیما ... هر دو به یک شکل پرواز می کنند ؟

.

متنفرم از این شب های سخت

متنفرم

متنفرم از سایه درختان کوچه

که روی دیوار همسایه پنجه می کشند

و شاید

برای بالا رفتن از دیوار التماس می کنند

سایه ها هم دزدی می کنند

روح می دزدند

روح دخترک همسایه را که با لبخند خوابیده است

می دزدند

جواهراتش را

از درون قلبش ... آرزوهایش را ...

کابوس می بیند و نمی فهمد که بود ...

که رویایش را دزدید

غمگین می شود و نمی فهمد که شادی اش را

از قلبش جدا کردند ...

.

متنفرم از گربه سیاه کوچمان

که چنگ می زند به زباله های روبه روی در

و هر چه می خورد حریص تر می شود

و هر چه می خورد برای جفت گیری اش آماده تر

و هر چه می گذرد ...

بی شرم و حیا تر از سال های قبل ...

درون کوچمان نعره می زند

متنفرم از گربه کوچمان

که به من چپ چپ نگاه می کند

وقتی که از کنارش می گذرم

متنفرم که از من آدم تر شده است

و چند روز بعد بر می گردد با یک گربه ماده دیگر ...

و باز هم ...

.

متنفرم از ساعت اتاقم ...

که تیک تاک می کند ...

و ثانیه هایش را به رخم می کشد ...

و عقربه هایش که با هر حرکت جان می دهند

به ثانیه های از دست رفته

و دقیقه ها

و ساعت ها

روزها و شب ها

.

متنفرم از همه تفت های شهر

که سرِ کوچه فاتحه گدایی می کنند

شاید کسی ، جایی ، روزی

نگاه کند ... فکر کند ... وقت کند ... لب بزند ...

بیچاره مردگان

عذابی می کشند آن دنیا

برای چند متری که تفتشان آن ور تر گذاشته شد ...

برای چند ثانیه ای که رهگذران ... وقت نکردند ...

.

متنفرم از روح دختر همسایه که

سایه درختان آن را دزدیدند

و به گربه آشغال خور کوچه دادند

و تفت ها باز هم گدایی خودشان را کردند ...

بی آنکه متنفر شوند

متنفر شوند

متنفر شوند

.

و من گوش می دهم ... به موسیقی که می خواند :

انگار من در ورای تو در حال پرواز هستم

رویا می بینم که برای پیدا کردن حقیقت می میرم

و انگار تو سعی می کنی

مرا به زمین برگردانی

.

و باز با خودم فکر می کنم ...

یعنی پرواز همیشه به یک شکل است ؟

یعنی پرنده و هواپیما به یک شکل پرواز می کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

" شیرین "

پی نوشت : آهنگ وبلاگ ، همین آهنگیه که اینجا گفته شده !!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 12:44  توسط شیرین  |