تبليغاتX
کافه پیاده

آشتی نویسی

سلام

خوب هستین ان شالله؟

تصمیم گرفتم با وبلاگم و صد البته وبلاگ نویسا آشتی کنم

آخه کلا قهر بودم باهاتون ( البته فکر کنم نفهمیدید ) قهر

آخه من این همه پست دردناک نوشتم به جزء تعداد محدودی هیییییچ کی نیومد بگه چته !!!

حالا دیگه آشتی می کنم باهاتون

احساس کردم دارین دپرس می شین

******************************

خوب اول اینکه من طبق معمول علوم تحقیقات قبول نشدم

اصلا کلا این کنکور من طلسم شدهSmiley from millan.net

احساس می کنم در زمینه کنکور هیچ استعداد خاصی ندارم

خوب بچه وقتی استعداد نداری چرا کنکور می دی هی!

ولی خوب الان دانشجوی مدیریت بازرگانی دانشگاه خفن می باشم

( دانشگاه خفن و توپ و اینا )

*******************************

امروزم رفتم سر کلاس

استاد : راجع به لیلی و مجنون چی می دونید

دانشجوی ۱ : خوب به هم نرسیدن

دانشجوی ۲: هردوشون کشته شدن!!!!! ( خوبه نگفت به قتل رسیدن  )Gun Touting

دانشجوی ۳: اسم مجنون قیس بود ( اینطوری می نویسن؟ )

دانشجوی ۴: ویس! رامین رو خیلی دوست داشت !!!!!!!!!!!!!!!!

***************************

پی نوشت ۱: خوش برگشتم !

پی نوشت ۲: چون کسی منو تحویل نمی گیره خودم خودمو تحویل می گیرم

پی نوشت ۳: شکلک جدید Peppy(خیلی جذابه نه؟)

پی نوشت ۴: یادتونه؟ من یه دور قبلا فارسی عمومی پاس کرده بودم ! حالا از اول!

پی نوشت ۵: ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:34  توسط شیرین  | 

...


خدایا

فقط

بگو

چـــــــــــرا؟

***********************************************
پی نوشت 1: تبدیل شدم ب کانون بدشانسی دنیا !

پی نوشت 2 : اگه کسی می خواد ختم قرآن شرکت کنه تو پست قبلی خصوصی بذاره!
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:45  توسط شیرین 

صدا و سیما نویسی

سلام علیکم

حال شما خوبه؟

نماز و روزه های شما قبول!

چه خبرا؟

7 روز جشن و سرور به مناسبت تولد اینجانب پایان یافت و من تصمیم گرفتم آپ کنم!

در  تأمل بودم در این باب که چه بنویسم و دیدم چه جذاب تر و مامانی تر از بچه های دلبر صدا و سیما!!!

********************************************

ماه رمضون همیشه شامل سریال ها و برنامه های قشنگ با بازیگر های جفنگ و کارگردان های ملنگ همراه بوده و ایشالله تا کی ادامه پیدا کنه خدا می دونه !
می خوایم یک نظر داشته باشیم به افطار قبل و بعد از آن!!!

قبل از افطار اگه شما تلویزیون رو روشن کنین ( کانال و برنامه رو نمی گم تبلیغ زیاد می شه ... اصلا هم معلوم نیست کدوم برنامه س !!!)
داشتم می گفتم ! اگه روشن کنیددو تا آدم رو می بینید اندرون یک اتاق که یکی از اون ها خیلی جیگول است !!!
این شخصیت خیلی مجریست!!! به طوری که مهمان حرف می زند و اون شیرجه می رود وسط حرف مهمان و می گوید من ی چیز جالبی واستون بگم!!!

حال اگر آن مهمان عمو پورنگ باشد که فبها!!!
دو تا آدم جیگول که بخورن به همدیگه  چه شود !!!
این مجری مهربان !!! گاهی هم وسط یک حرف مهمی که مهمان می زند می گوید خوب حالا بریم ی تصور ببینیم و خیلی ریلکس !!! می گوبد من تمرکزم رو از دست دادم !!
آخر ننه و آقات خوب برنامه زنده س!
ی تلاشی می کردی !!!
حال اگر انسان های خوبی باشند فضا ثقیل می شود آن هم در حد تیم ملی !!! و این  جناب را سخت جو می گیرد !!! به این می گویند مجری انعطاف پذیر در حد بنز!!!

****************************************

نگاهی می اندازیم به سریال زیبای بعد از افطار که اگر ژل موی زمان سال 64 جناب آقای بازیگر رو قبلش تبلیغ می کردند ما خیلی خوشحال می شدیم!!

خود بنده مدتی در کف پیرهن کوتاه این آقا بودم ! که چقد تیریپش شبیه پیرهن هم اکنون برادر من است !!!

خوب یک کارگردان  با کلیه ی فک و فامیلش یک طرح ریختن و ما هم خجسته نگاه می کنیم !
صحنه اول
بلندگو اعلام می کند
صدایی که هم اکنون می شنوید به معنای وضعیت قرمز است

آقایی خجسته و از جان گذشته با یک پارچ ریلکس منتظر آب انار ایستاده و اصلا هم نمی ترسد ی بمب بیاید بخورد فرق سرش

همه با هم خوشند و هیچ کس هم عین خیالش نیست

آلارم خطر هم بعد از اندکی خودش از رو می رود!

اون فک و فامیل کارگردان هم که طرح رو ریخته یحتمل ! تازه سیزن 5 لاست رو تموم کرده بوده ! شایدم هری پاتر زیاد خونده بوده و که بگوید من هم می توانم مرکز انرژی رو اثبات کنم !!!!(ی خورشید می شه مرکز مغناطیسی دنیا !)

و الباقی !!!
******************************************

انگار هم کل این کشور یک دختر جوان بازیگر بیشتر ندارد که فرت و فرت این مریم مقدس رو بازی می دن!!!

******************************************

خوب !!!

من تصمیم دارم که شب های قدر با هم دیگه ی ختم قرآن بذاریم !

احتمالا نفری یک جزء می افته به هرکس ! و اگه هم که زیاد بودیم شاید چند دور هر شبی ختم کردیم!!!
اگه کسی مایله که شرکت کنه واسه من خصوصی بنویسه و اینم بگه که چند شب یا چه شبی هست ! اگه هر سه شب رو هستین هم بگین !!!

******************************************
پی نوشت 1: به اندازه ی هفته آپ کردم !!!

پی نوشت 2: اینقد این آزمون دات کام رو رفرش کردم دستم شکل موس شد! این آقا عبدالله داره یکی یکی پاسخ نامه های ارشد رو صحیح می کنه که هنوز نیومده؟ !

پی نوشت 3: دعا کنین خواهرم قبول شه !

پی نوشت 4: مگس می پرونم در حد حرفه ای !!! یکی بیاد منو از بیکاری در آره !!!

پی نوشت 5: ....
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط شیرین  |