تبليغاتX
کافه پیاده

دانشگاه نویسی

آیا دانشگاه ما کوچک است؟

خیر!

دانشگاه ما کوچک نیست

دانشگاه ما از علوم تحقیقات خیلی بزرگ تر می باشد

هر کی گفته است دانشگاه ما کوچک است یک عدد متر در دست بگیرد

 تشریف بیاورد به دانشگاه ما...

دانشگاه ما کوچک نیست

دانشگاه ما کلی دانشکده دارد

تازه درونش دبیرستان و دانشگاه فنی حرفه ای نیز دارد

دانشگاه ما آنقدر جا دارد که کلی حراست داردArabic Veil

دانشگاه ما فضای سبز دارد ... و زمین چمن نیز دارد

دانشگاه ما کوه دارد ... درّه دارد ... سرازیری دارد ... سر بالایی دارد ...

دانشگاه ما کلی آب و هوای برفی دارد ( دو روز پیش برف اومد )Thunder

تازه در دانشگاه ما در زمان برف می شود اسکی بازی هم کرد ... پس دانشگاه

ما توچال و دیزین هم دارد ... Weather Man

من به تازگی کشف کردم که دانشکده ما سالن مطالعه خواهران نیز دارد ...

به آنجا رفتم و عکس گرفتم تا ببینید عجب سالن مطالعه هایی وجود دارد ! ... که

در هیچ دانشگاه دیگری یافت نمی شود ...

(بدون شرح )

دیگر بگویم از برایتان

مکانیک دانشگاه ما امسال کلی افتخار دارد ...

دانشگاه ما کوچک نیست

دانشگاه ما دو برابر دانشگاههای دیگر دانشجو دارد

و در پذیرش دانشجو رکورد نیز دارد !!!

دانشگاه ما یک دانشجویی دارد که آن  من هستم که هیچ جای دنیا آن را ندارد !!!

خلاصه آنکه ... هر که می گوید دانشگاهتان کوچک است ... امیدوارم دیگر نگوید !!!

 

***********************************

پی نوشت ۱ : روزم مبااااااااااااااااااااااااااااارک

پی نوشت۲ : دانشگاهمون هیچم کوچیک نیست

پی نوشت ۳: سالن مطالعه رو حال کردید ؟

پی نوشت ۴: از برای این که دیدم خیلی اون دفعه کیفور شدید بگم که فیزیک ۳ واحدی رو هم ۶

 از ۶ شدم ...

پی نوشت ۵ : ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:7  توسط شیرین  | 

خفه کردن نویسی

سلام ... خوبین ... چطورین؟

تا حالا شده دلتون بخواد یک نفر یا چند نفر با هم رو خفه کنید؟

اگه نشده باید واستون یه چیزی رو تعریف کنم ... اگه هم اتفاق افتاده که ! همونا رو خفه کنید

در همسایگی ما دو نفر مادر و دختر زندگی می کنند که اگر دختر را ۶۵ ساله در نظر بگیرید

می فهمید که مادر باید رو به موت باشد ...

این دو نفر گاهی ۴ نفرند ... گاهی ۵ نفرند و گاهی به ۱۵ نفر می رسند ...

از آنجا که اگر این دختر خودش دارای ۴ دختر باشد و همگی در خانه او شبانه روز و

 برای شام و نهار و صبحونه و عصرونه و میان وعده تِلِپ باشند و هر کدام به طور متوسط

 ۲ فرزند قد و نیم قد با تونِ صدای بالا باشند در نظر گیرید که ...

شما هیچ وقت نمی توانید تصور کنید که هم اکنون چند نفر آنجایند ...

همه نوه های دختر و نتیجه های مادر در گروه سنی ۲تا ۶ سال هستندDoggy که

سرپرستی همگی به مادر بزرگ بچه ها داده شده است !!!

در کل افراد این خانه غیر قابل پیش بینی هستند به طوریکه الان شما صدای جیغ داد فریاد

 دعوا کتک کاری و غیره را می شنوید و ۲ دقیقه دیگر دارند دَمبَل دیمبول می زنند و

شعرمی خوانند و دست می زنند

تا بحال چندین بار اتفاق افتاده که یکی از نوه هایی که گمان می کنم الان ۲ سالش

است و نمی دانم چرا هنوز حرف نمی زند جیغ می زند و گریه می کند ! و مادرش !!!

از آن طرف فریاد می زند ساکت شووووووو که خانه می لرزد ... و می دانم که

کودک شرمش می آید از ...

نوه ای در این خانه هست به سن ۵ ساله که از اول تا آخر روز دمِ در ایستاده و دارد

تو را دید می زند ...

البته گناهی هم ندارد اینقَدر بی کار هست که کار دیگری ندارد

چرا!می تواند با مادر مادر بزرگش بازی کند !!!

حال تصور کنید من در خانه دیوار به دیوارشان زندگی می کنم که دیوارِ بینمان از

موی سر نازک تر است !

خدایا همگانرا از ریز و درشت .. چاقالو و لاغر شفا بده !!!

************************************

پی نوشت ۱ : فکر کنید من پارسال که کنکور داشتم چی کشیدم !!!

پی نوشت ۲ : دیگه جونم به لبم رسیده بود که اینجا ذکر کردم !!!

پی نوشت ۳: من اصلا نمی خوام با این دانشگاه بسازم اینقد شعارهای تسکین روحیه

ندید !!! یه راه حل پیدا کنید!!

پی نوشت ۴:امتحان زیستمو از ۶ ، ۶ شدم

پی نوشت ۵ : ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 11:4  توسط شیرین  | 

پاک روان نویسی

سلام

چطورین؟

خوبین؟

******************************

نوموخواااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممم

چرا من اینقد بدبختم

چرا امتحان فیزیک و ریاضیم با هم تو یه روز بود که دو تاش رو گند بزنم

چرااااا؟؟؟؟؟

خداااااااااااااااااااااااا

چرا دیروز باید استاد مارو تا ۵ نگه می داشت ؟

چرا من باید یه فصل رو تو سرویس می خوندم؟

چرا من  ساعت ۸:۱۵ هنوز نمی دونستم امتحانم کجاست!!!

آخه چرا ؟

چرا همون امتحان زیستی که من نمره کامل می شم و همه خراب کرده بودن و منه خبیث خوشحال بودم استاده گفته نمره اضافه می کنم ... چه جوری رو نمی دونم !!!

اما استاده ...... ادبیات می گه اگه باسمه تعالی رو بسمه تعالی نوشته باشید ۰.۲۵ صدم کم می کنم و اگه بفرمایید رو نوشته باشید بفرمائید یه ۰.۲۵ دیگه !!!

 

********************************

 

نمونه کامل یک دانشجوی احمق نمایان شد

- المیرا ! اون سواله رو چی زدی ؟ الف زدی یا ب؟

- من دو تا گزینه رو زدم ... هم الف رو هم ب رو ... ستاره زدم ... پایین برگه توضیح دادم

جاااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این استعدادت رو تو کنکور هم به خرج دادی؟

همینه که ....

 

*********************************

 

دوستان ، آشنایان، این تن بمیره ... این تن کفن شه ... یعنی تو این همه آدمی که می یان اینجا یه نفر یه پارتی نداره که منو منتقل کنه علوم تحقیقات؟

به خدا دعاتون می کنم تا آخر عمرم !!!

*********************************

پی نوشت : حرف زدنم نمی یاد

در جواب پی نوشت : می خواستی چقد بنویسی که بگی حرف زدنم می یاد؟

پی نوشت ۲ : تا ۲۱ ام امتحان ندارم خوشحالم

پی نوشت ۳ : فقط اگه انتقالیه منو بگیرین دعاتون می کنم

پی نوشت ۴ : ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 18:16  توسط شیرین  | 

جشن نویسی

سلااااااااام چطوریییییین؟ خوبین؟

ببینین چه گُلی اومده آپ کنه

********************************

امروز رفتیم جشن سازمان ... که واسه دانش آموزان و دانشجویان ممتاز بود و اینا

به جان خودم نباشه اگه می دونستم جایزه رو بعدا می دن عمرا اگه می رفتم

رفتم اونجا و دوست مهربانم را پیدا کردم ...

بعد از اینکه یه عده رو جایزه دادن گفتن خوب حالا از خواننده خوب و هنرمند و محبوب کشور و شهرمون و خوش صدا و ... ( که هر کی ندونه فکر می کنه الان علیرضا عصار یا محمد اصفهانی از پشت سن می یاد بیرون ) جناب آقای پیام ادهم دعوت می کنیم که بیان روی سن ... حالا همه سووووووت دسسسسست ...

آهنگ شروع شد و نوازنده ارگ شروع کرد به زدن اما فقط اندکی دقت لازم بود که آدم بفهمه که هیچی نمی زنه ...

نا گهان ییهو صدای گروه کر بود که از بالا و پایین شنیده می شد ...

ما رو می گی : بابا کوتااااااااااااااااااااا بیااااااااااااااااااا

خواننده هه شروع کرد به خوندن و من واقعا نمی تونستم تشخیص بدم که کجام ...

این خواننده ی عزیز مخلوطی بود از : اندی ( در کلیپ گل بندر ( تو گل بندری آره آره والله ))(به جان خودم این رو از روی اندی ساختن) ، شهرام شبپره ( در کلیپ قربونت می شم من برات می میرم)، خُردادیان ( در کلیپ های گوناگون ) ،  حسین رضازاده ( در کلیپ تبلیغ رابینسون ( از نظر هیکل و دور بازو و شکم )) ، ...

ایشون که رضایت دادن و تموم شد ... گفتند خوب از هنرمند عزیز و دوست مهربانم دعوت می کنم که بیان روی سن با تشویق شما ... تشویییییییییق

ناگهان دیدیم که یک عدد دلقک پرید وسط سن .. حالا همه

بلَّر سوته زرد با یک ستاره قرمز روش ... پیرهن قرمز ... کلاه قرمز ... همه از دم براق ...

نگو زیر پاش فنر بود ...

مارو می گی ...

به جان خودم نباشه همه دنیا رو هم بهم می دادن نمی رفتم این دلقک بازیا رو در بیارم اونجا ...

دیگه نگم بقیه شو بهتره !!!

آخرش هم لوحمون رو دادن و ما فرار کردیم ...

***********************************

دانشجو احمق یعنی :

استاد حل المسائل لیتهلد هم هست !!؟؟؟

***********************************

وبلاگ عروس نشان یعنی : وبلاگ من !!!

***********************************

جمعیت خوشحال یعنی :

این دوتا احمق هایی که اون بالا پریدن وسط سن بگن دستاتون رو ببرید عقب و یهو بیارید جلو بگید یووووووووووو ... و همه این کار رو انجام بدن ... Clap

************************************

جمعیت شاداب یعنی :

همون دو احمق بگن دستاتون رو بیارید جلو و تکون بدید و مثل سرخپوستا بگید هلهلهلهل ... و همه ... Yah

************************************

پی نوشت ۱: ببخشید دیر نوشتم

پی نوشت ۲: هِدِر وبلاگم رو صابر ساخته !!!

پی نوشت ۳ : تو گل بندری آره آره والله ... نازنین دختری آره آره والله ... تو یه افسونگری یالا دستا بالا ... همه با هم حالا یالا دستا بالا ... ( طرح شاد سازی محیط زیست )

پی نوشت 4 : امتحان دارم هیچی نخوندمReading a Book

پی نوشت 5 : ...

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:10  توسط شیرین  |