تبليغاتX
کافه پیاده

بازگشت ...

سلام ...

چطورین؟

خوبین؟

می دونم دلتون واسم تنگ شده بود !!!

رفته بودم تهران !!!

حتی وقت نشد از وقتی پست قبلیو نوشتم وبلاگ دیگه ای هم برم !!!

شما که خوبین؟

اینجا هوا سرد شده !!!

مخصوصا دانشگاهمون هم که روی کوهه !!! ( روی کوه ! نه پشت کوه!!! ) 

****************************************

قالب جدیدم خوشگله؟؟؟

****************************************

امروز هم خودم رو رسوندم اصفهان که از کلاس زیست شناسی که هیچی ازش

 نمی فهمم عقب نیفتم !!!

تا حالا دیدید جایی پسرا جلو بشینن؟

انتظامات ما گفته پسرا جلو بشینن ... که یه وقت ...

تا کلاس تموم شد همشون پا شدن رفتن روی سکوی کلاس که مثلا با استاد حرف بزنن

نمی دونم چرا یکی بود که هی پایین رو نگاه می کرد چشمک می زد !!!!!!!!!!!!!!!

به نظر شما :

۱. چشماش ایراد داشته

۲.کسی چشمشو گرفته

۳.دوست داشته

۴.دانشگاه با بحران کمبود دختر مواجه شده !!!

********************************************

این آهنگ رو هم که احتمالا می دونین آهنگ سریال مرگ تدریجی یک رویاست ...

من خیلی دوستش دارم ... احساس می کنم یه چیز تازه یا یه قدم نو توی

موسیقیه ایرانه !!!

وبلاگم این رنگی کردم که به آهنگه بیاد !!!

***************************************

من تصمیم گرفتم درس بخونم و خودمو از اینجا نجات بدم !!!

من می تونم مگه نه ؟؟؟

***************************************

 پی نوشت ۱ : از دانشگاه علامه طباطبایی انصراف دادم

پی نوشت ۲ : خدا پدر مخترع مترو رو بیامرزه !!! خدا پدر کسی را که متروِ اصفهان را

 راه می اندازد  بیافریند !!!

پی نوشت ۳: دلم بارون و برف می خواد خفن !!!

پی نوشت 4: چشام بستس ... جهانم شکل خوابه ... عذابه ... اضطرابه ...

****************************************

بعدا نوشت : من رفتم تو  رای گیری وبلاگای برتر ثبت نام کردم !!!

 اعتماد به نفس رو دارین؟

اگه دلتون خواست به من رای بدید سمت راست Vote رو بزنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:50  توسط شیرین  | 

عشق ...

من عاشق دانشگاهمان می باشم !!!

من عاشق دانشگاهمان می شوم وقتی  در کل دنیا بیشترین تعداد دانشجوی مکانیک را در هر سال می گیرد 

من عاشق دانشگاهمان می شوم وقتی سوار سرویس های درجه ۱ش می شوم

من عاشق دانشگاهمان می شوم وقتی از سرویس پیاده می شوم و در هوا چادر سرم می کنم و پسر کناریه من با تی شرت بنفش مایل به جیغ با موهای سیخ سیخی خجسته وارد دانشگاه می شود

من عاشق دانشجوهای دانشگاهمان می شوم وقتی همه از دور می گویند : ای ترم یکیه !!!

من عاشق همکلاسی ام می شوم وقتی یک انگشتش را بالا می گیرد و می گوید : می گوید : اجازه خانوم ما بگیم؟؟؟Hello

من عاشق همکلاسی ام می شوم وقتی می گوید : خانوم اجازه من یه راه حل خوب بلدم ... از راه خرگوشی حل کنیم

من عاشق استادم (استاد خانوم) می شوم وقتی که نیم ساعت از کلاس گذشته پسری وارد کلاس می شود و در نهایت سوال به استاد می گوید : فائزه؟؟؟  و استادم مات و مبهوت در حالی که نمی داند جوابش را چه بدهد می گوید بفرمایید بنشینید

من عاشق حراستیه دانشگاهمان می شوم وقتی توی سلف به ما گیر می دهد و می گوید آرام بخندArabic Veil

من عاشق رشته ام می شوم وقتی در برگه انتخاب واحد می نویسند رشته برق ، گرایش مهندسی پزشکی

من عاشق هم کلاسی هایم می شوم وقتی استاد می گوید دست با پا مراعات النظیر هست و آنها می گویند ... استاد مراعات النظیر چی هست؟؟؟

من عاشق دانشگاهمان می شوم وقتی در میدان تیر نزدیک دانشگاه توپ می زنند و از صدای انفجار شیشه های دانشگاه می لرزدDarth Vader

من عاشق دانشگاهمان می شوم ...

من عاشق دانشگاهمان می شوم ... به زودی ...

**************************************

پی نوشت ۱ : احوال شما ؟ خوبین ؟ منم بدک نیستم ... ( سلام رو می یاریم تو پی نوشت )

پی نوشت ۲ : از همه کسایی که توی پست قبلی به من سر زدن و همراهی کردن ممنونم

پی نوشت ۳: دانشگاهو دارین؟

پی نوشت ۴: ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:5  توسط شیرین  | 

یاوه گویی

حوصله ندارم ...

حس خندیدن نیست...

حداقل واسه این پست ...

دلم واسه دخمه هتل جلفا که بهش می گفتن کافی شاپ تنگ شده

واسه روزایی که با بهناز از هر جای شهر که بودیم حتی ساعت ۹ شب خودمون رو می رسوندیم به هتل جلفا تا چیپس و پنیر بخوریم

دلم واسه نور کمش و تابلو های روی دیوارش تنگ شده

دلم می خواست این کافه هم واقعی بود

رنگش رو کرم می زدم و روش رو پر می کردم از عکسای کلاسیک

احتمالا زمینش رو هم پارکت می کردم تا با دیوارا ست بشه

وقتی می امدی توش ... بوی قهوه دماغت رو پر می کرد و تو دلت یه چیزی فقط قهوه می خواست

با اینکه قهوه واست بده به زور تا آخرش رو می خوردی

دلم می خواست میز و صندلیای چوبی بذارم ... با یه میز کوچیک که به زور یه ظرف چیپس و پنیر روش جا می شه

دلم می خواست این کافه واقعی بود ...

تا آهنگ parisienne moonlight از anathema رو می ذاشتم توش تا همه مثه خودم یاد خاطرات خوب و بدشون بیفتن

دلم می خواست ...............

****************************************

دلم می خواست الان یه وقت دیگه بود ... شاید یه روز برفی تو تابستون ...

یا یه روز بارونی تو شمال

دلم می خواست الان ، الان نبود

***************************************

دلم می خواست الان شما نمی گفتین چشه این !

دلم می خواست الان شما این چیزایی که گفتم رو حس می کردین

دلم می خواست شما هم چیپس و پنیر جلفا رو خورده بودین

***************************************

پی نوشت 1 : حوصله ندارم ...

پی نوشت 2 : ببخشید اگه مثه همیشه نبودم ...

پی نوشت 3 : ...

***************************************

بعد تر نوشت : من بلاخره تونستم بعد از کلی تلاش این آهنگ رو بذارم رو وبلاگم ... همون parisienne moonlight هست ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:13  توسط شیرین  | 

زنده ایم

سلااااااام ..خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir چطورییییییییییییییین؟؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب هستین؟

چه خبرا؟

منم خوبم ...

به نظر شما چطور می شه که یه دانشگاه در تاریخ ۲۰م مهر ماه هنوز کلاساش تشکیل نشه؟

زیاد به خودتون فشار نیاریدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بلی درست فهمیدیدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ... فقط در زمانی ممکنه ... که اون دانشگاه، دانشگاه محترم اینجانب باشد !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۵شنبه با کلی تلاش رفتم دانشگاهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ... ساعت ۸ کلاس فیزیک داشتم !!! آقاهه نیومد !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

گفتن ساعت ۱۰ هم کلاستون تشکیل نمی شه !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

گفتن بشینید تا ساعت ۱خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir !!! ... فک کن؟ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

تصمیمیدم که با کلاس ۱۰ کلاس ساعت ۱ رو سر و تهش رو هم بیاریم ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خیلی جالب بود که نصف کلاس رفتن نشستن ! واسه ما جا کم اومدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir !!! استاده هم گفت برید خونه !!!

می خواستم بگیرم بزنم یارو رو!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

************************************

من تو دانشگاه هیچ کیو ندارم !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همه با دوستاشون اینجا قبول شدن !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اما تنها کسی که از اون فرزانگان اومده تو این دانشگاه من بودم !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همه گروه گروهن ... من تک و تنها می رم می شینم تو محوطه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir... آه می کشم!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

************************************

روی یه دیواری تو دانشگاه زده بود : به یک هم خانه ای پسر نیازمندیم

امکانات : آب،برق،گاز،تلفن ...

منم می خوام برم رو دیوار بزنم : به یک دوست نیازمندیم

ویژگی ها :مهربان، با مزه ، شیطون بلا ، گوگوری،جینگیلی ... ( چه خصوصیاتی داشتم خودم نمی دونستم )

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

************************************

می گن پارسال وقتی برف اومده یکی از سرویسای دانشگاه لیز خورده و از جاده خارج شده ... احتمالا کله ملق هم شدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اما متاسفانه یادم رفت بپرسم که آیا کسی هم زنده مونده؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من نمی خوام بمیرمممممممممخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

************************************

سه روزه منابع آزمون اول سنجش رو گذاشتم جلو چشم اما حال ندارم بخونم !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

************************************

پی نوشت ۱ :من نمی خواستم امیرکبیر بودم ... می خواستم دانشگاه امیر کبیر بودمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۲:شد خزان گلشن آشنایی ... دیری دیم دیم ... باز هم آتش به جان زد جدایی ... دیری دیم دیم ... عمر من ای گل طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بد عهدیو بی وفایی ... دیری دیم دیم ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت۳:

همی دیروز بودش یا امروز

که دل می خواست تا دانشجو باشم

اگر فهمیده بود دانشگاه این است

صدی سال سیاه اینجا نباشمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۴ : ...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:54  توسط شیرین  | 

روزهای اول !!!

سلام به به چطورین؟

کافه پیاده  رو نگاه کننننن ... چه خوشگل شده ... بلاخره من قالبمو ساختم ... خودمم خیلی دوستش دارم ... چه شما خوشتون بیاد چه نیاد ... ( ببینین چقد تحویلتون گرفتم؟ )خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعد از کلی تلاش های شبانه روزه ما توانستیم قالبمان را بسازیمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

الانم کلی ذوقیم ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

آره دیگه ... ماییم دیگه ...

من بلاخره رفتم دانشگاهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

آره با چادر رفتمArabic Veil

دانشگاه که نگو ... بسی گنده ... تهش معلوم نیست ... سرش کجا بود !!!

یک شنبه رفتیم جلسه آشنایی با مهندسی پزشکی ... یا خدا ... تو دفترچه که ۱۰۰ نفر می گرفت چرا همه صندلیای سالن که ۴۵۰ تا بودن پر شده ؟؟؟

کلی از رشته مون گفتن و منم بسی خوشم اومد ...

اما دانشگاه !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعد از جلسه با دوستم رفتیم که برگه استغال به تحصیل بگیریم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رفتیم دیدیم یه جا پسرا دارن از سر و کول همدیگه بالا می رن و هوار می زنن و یکی از تو اتاق می گی برو بیرون  آقای محترم ... برو بیرون ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اسم اینجا آموزش بودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

گفتیم چجوریه ؟ گفتن باید صف بگیری

من نمی دونم در فرهنگ اینا صف چه معنی داشت ؟ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

نکته اول :

گور بابای بقیه ... صد نفرم له کردی ٬ کردی !!! مهم اینه که تو به خواستت برسی و تو صف حتما وایسی !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خلاصه اینکه ما به لطف بقیه هل داده شدیم !!!

دوشنبه رفتم دانشگاه ... گفتن کلاس زیست شناسی تو دانشکده برق و تو کلاس سمعی بصری تشکیل می شه

با این وضعم ۳ طبقه رفتمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir بالا خانومه گفت برین اردوی توجیهی خواهرانخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رفتیم و بعد از اردو از سالن که اومدیم دیدیم یه دسته گروه موسیقی از اینا که شیپور و اینا داره مال ارتشه از اون وایسادن و شروع کردن زدن خانومه گفت برید دنبال گروهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

وسط دانشگاه شروع کردیم رژه رفتن و همه اومده بودن نگاهمون می کردنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رفتیم رسیدیم به جایگاه شهدای دانشگاه

بعدش بهمون ژتون مجانی دادن ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رفتیم سلف !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

یهو دیدم یه عالمه چیز سفید رو سرم دارن پرتاب می شنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دیدم اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِ ... اینا که ظرف غذائن

دیدم نه مثل اینکه اینجا هم مثه همون آموزشه

فقط یه خورده بیشتر

اینقدر شلوغ بود که رو میزا پر بود از غذا و آدم حالا جا غذاها رو میز بود یا جا آدما رو نمی دونم ...

برای تبریک در جهت ورود من به دانشگاه هم از آسمون یه صندلی خورد تو کمر من !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خلاصه ...

امروزم که رفتم فیزیکخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و بعدش ۵ ساعت کلاس نداشتم و بعدش ادبیات داشتم و ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

...

**************************************

-شیرین مگه فردا کلاس نداری ساعت یازدهه برو بخواب

-کدوم کلاسو می گی ؟ مهد کودک یا دانشگاه ؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

**************************************

- باز هم کنکوری می شویم !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

**************************************

پی نوشت ۱ : چی می شد من الان امیرکبیر بودم؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۲ : نمی دانم چه می خواهم بگویم ... زبانم در دهان باز بسته ست !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۳ : سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 21:39  توسط شیرین  | 

قسمت پایانی روز حسرت

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

یعنی چییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

یعنی خدا مارو بکشخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

*******************************************

حاج رضا ... تو رو خدا از خدا بخواه من بینا شم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir... خدا تا تو منو نبخشی منو خوب نمی کنه ... حاج رضا دکترا می گفتن عجیبهههههههههههه ... خیلی عجیبه ...

تا روحانیه عظیم ... حاج رضا اومد به خوابم ... و من به اشتباهم پی بردم و خودم و دخترم خوب شدیم ... دکترا گفتن عجیبهههههههههههه خیلی عجیبهههههههههه ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

شهین حاجی رو ببوس یالله ... شهین حاجی رو ببوس یالله

*******************************************

وای ... فریده دختره مه لقا بود ... وای ... وای رضا وای ... وای خدا چه خوب وای ... وای ...

رضا چشام قشنگ شده ؟؟؟ آرایش امروز بهم می یاد ؟

رضا من تو هواپیما که می رفتیم به خدا گفتم خدا من همینطوری مهر کسی به دلم نمی افته یاری ده مرا که به این مهم نائل شوم

********************************************

از همه چی بگذریم ... این صحنه های آخر سریال چی بوووووووودددددد؟؟؟

اون حرکات اون زری خانوم که انگار واسه برنامه کودک و نو جوان داره شکلک در می یاره ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب خانوم این حرکات چیه؟؟؟

اون آقاهه کی بود ؟

این جلوه های ویژه نمی شد یکم طبیعی تر کار کنه ؟

نتیجه اخلاقی : یکی نرجس خانوم عروج می رن پشت سر هم ... یکی سیروس مقدم !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اونم از آقای حامد که انگار کنار استخر نشسته بود داشت آفتاب می گرفت !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

بهشت رو که دیگه نگووووووووووووووووووووووووووو ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بلاخره معصومه اومد خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

من موندم اون مجیده چی کاره بود تو این سریال ... آخه مثه حاج آقا و نرجس خانوم این همه کار مفید انجام نداده بود ... تازه زحمت رفتن به برزخ رو هم که نکشیده بود ...

تازه ... این همه هم مسافرت نرفت ...

تازه ... حس ششم هم نداشت مثه نرجس خانوم که تو خواب بفهمه باید یه آلبوم ببینه

تازههههههههه ... چشاشم که مثه نرجس خانوم خوشگل نبود ...

پس واسه چی اونجا بود ؟؟؟

 

خدا با دیدن این صحنه ها با شدت بیشتری می گه چیییییییییی می گییییییی؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

حالا دیگه بریم تو کار برزخ ...

این مسعودم تو برزخه؟؟؟ چرا نرجس جون دست نکشید به سرش آدم شه؟؟

شهین جونم که احتمالا تو برزخ داره می گه ... عجیبه ... خیلی عجیبه !!!

نکات اخلاقی

ما بسی در این فیلم چیز یاد گرفتیم ...

۱: دختر خوبی باش و گرنه می ری جهنم قیافه ت مضحک می شه همه بهت می خندن خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۲:دیگر نگران گمشده های خود نباشید ... به نرجس خانوم مراجعه کنیدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۳:در جهنم دریا هست

۴:اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده ... بدان آن نرجس است و خنده کردهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۵:تعداد بانوان در بهشت بیشتر است !!!

۶ : در بهشت چادر ملی می فروشند

۷: سیروس مقدم تجربه اش در زمینه این دنیا و آن دنیا زیاد استخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۸:بدانید که یک بچه یک ماهه از شش ماه دیگر راه می افتد و احتمالا برای بازی به کوچه و خیابان می رود ... اگر کسی بهتان این را گفت صد در صد باور کنیدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

۹:فریده متولد سال ۶۵ بود !!! ... سن ازدواج پایین آمده !!!

۱۰:بدانید اگر گناه کردید همگی مثل مسعود می شید که مثه معصومه شد... !!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

منتظر سریال های بعدیه سیروس مقدم در ماه رمضان های آتی باشید !!!

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:55  توسط شیرین  | 

لیسانس با چادر

سلام ... به به ... احوال شما ... خوبین خوشین سلامتین؟...

من همچنان بیکارم ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همچنان تو خونمونمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

همچنان ۲۴ ساعته آن لاینم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

هیچ تغییری هم نکرده

 

یه چیز جالب بگم واستون

دانشگاه ما چادر اجباره ...

امروز مامانم رفت واسم یه چادر ملی خرید و منم با زحمت فراوان سرم کردم ...

تا رفتم جلوی آینه ببینم چه شکلی شدم .......... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

حالا منو تصور کنید که تا حالا چادر تو عمرم سرم نکردم ... چه قیافه ای شده بودم ... Arabic Veil

آخه بلد نیستم خوب خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به قول دوستم ... ما باید توی مدرکمون بنویسن ... لیسانس با چادرArabic Veil

تازه با دوستم قراره با چادر تمرین انجام بدیم تا آماده بشیم خواستیم بریم دانشگاه مضحکه عام و خاص نشیم ... خوب بلد نیستیم ...

تمرین های تحلیل شده :Arabic Veil

پرش با چادرخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دویدن با چادر خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پرتاب نیزه با چادر ... ( باید واسه این موضوع یه شکلک درست کنن )

من نمی دونم چرا اون موقع که انتخاب رشته می کردیم تو دفتر چه ننوشته بودن :

مهندسی پزشکی با چادر ؟؟؟Arabic Veil

وقتی رفتم ثبت نام تا فهمیدم چادر اجباره گفتم نههههههه ... من نمی خوام برمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ... پشیمون شدم برگردیم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir... نه من چادر بلد نیستم... نهههههههههخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ... که از نگاه چشم غرانه پدرم که همراه بود با اینکه می خوای برگردیم ترسیدم !!! و  به پر کردن فرمها ادامه دادم

**********

دیروز یه دوستی بهم پی ام داد گفت :

-دانشگاه چی قبول شدی ؟

-مهندسی پزشکی خمینی شهر تو چی ؟

- من مهندسی کامپیوتر مبارکه

- ممنون مرسی تو هم مبارکه ٬ کدوم دانشگاه ؟

- مبارکه

-ممنون کدوم دانشگاه

- مبارکه ..........

من :آهان !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمبارکه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خواهرم می گه ... بابا تو خیلی پرتیییییی

- خواهش می کنیم ... چاکرتونیم ... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خوب دیگه ... زیادی حرف زدم ...

**************************************

پی نوشت ۱ : یه وقت خدایی نکرده کسی ناراحت نشه ازم ... این پست فقط جنبه مسخره کردن خودم رو داره

پی نوشت ۲ : دوشنبه می رم دانشگاهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۳: من هنوزم حوصله م سر رفتهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۴ : سریال معصومه رو هم نشون نمی ده یکم بخندیم !!!

پی نوشت ۵ : همون پی نوشت ۳

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:35  توسط شیرین  | 

پیاده روی می کنیم

سلام ... چطوریییییید؟ خوبید؟

آخ جون من امروز بعد از ۱۰ روز تونستم برم بیرون خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irیعنی تونستم راه برمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

آخه حوصلم خیلی سر می ره تو خونه !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اما امروز با نگاهی ملتمسانه به مامانم گفتم بریم بیرون

اونم گفت باشششششششه

منم با سختی فراوان لباسامو پوشیدم تا برم تو کوچمون راه برم ...

خوب دلم خوردنی می خواستخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رفتم تو لابی و همسایه های محترم همون موقع رسیدن

آخ چشمتون روز بد نبینه

همسایمون که دخترش دو سال از من کوچیکتره رسید بهم ... تو مدرسمونه

می گه بد نباشه چته؟

می گم عمل کردم

می گه آخی دانشگاه چی کار کردی

از اونجایی که دارم می میرم و  از درد ‌٬ سر پا نمی تونم وایسم ... سریع و خلاصه می گم و می رم طرف در که دیگه گیرم نباشه

اما دیدم نخیر

خانوم وقت گیر اورده خفن و حالا هم که من دارم تو هوا پرواز می کنمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و می خوام تو مسابقه دو میدانی شرکت کنمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irهر چی سوال داره می خواد بپرسهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

می گه : معلم ریاضیتون کی بود؟

اندر گوشه کنارهای مخ لامذهب کاوش می کنم که من از کجا یادم بیادخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ... کی بود آخه  ... و بعد از زمان طویلی به ذهنم رسید که مگه ما ریاضیم داشتیم ؟؟؟ ... حسابان نبود احیانا

توی مخم هرچی می گردم پیداش نمی کنم و هر چی فحش بلدم تو ذهنم نثار خودم می کنم که آخه شانس از این باحال تر؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعد از نیم ساعت که احتمالا صورت من رنگ به رخش نداره و لحظات پایانیش رو داره می گذرونهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خانوم عزیز می گن آقای ایوبی نبود؟؟؟؟

و من در حالی که دلم می خواد دو دستی بزنم تو فرق سرم و بگم خوب عزیز دل مادر این اسمو زودتر نمی تونستی بگی مخ من نمیره؟ می گم ااااااا ... آرههههه ... وای خیلی خوب بود ... عالی ... توپ ... مرگ مادرت ولم کنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سعی می کنه بازم حرف بزنه اما من می گم خدافظ و می یام بیرونخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

می رم طرف سوپرخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

تا می رم تو چشام برق می زنه و مثه ندید بدیدا به خوراکیا نگاه می کنم

با چنان قیافه ای می رم تو که فروشنده هه شک می کنه

می رم طرف پفکا و یه بسته گندههههههههههههههه بر می دارم ...

بعد از اینکه هر چی دلم خواست برداشتم ... رفتم پای صندوق و دیدم چه کردم ...

وقتی فروشنده هه قیمت و گفت سعی کردم تا جایی که می تونم سرم و بندازم پایین تا مامانم قیافه مو نبینه که نیشم تا بنا گوشم بازه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irچقد شباهت دارم به مریضاااا ...

 

پی نوشت : چند وقت دیگه کنسرت داریم ( اینو فقط واسه این گفتم که بگم من خوانندم ... تو گروه کُرَمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir) خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۲: کو تا هفته دیگه که من برم دانشگاه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پی نوشت ۳ : من حوصلم سر رفته خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 22:31  توسط شیرین  | 

اوقات فراغت

حوصلمان بسی سر رفت

ساعت ۱۱ شب

بذار شبکه ۱ الان شروع می شه 

سریال شروع می شه

کلا با ساخته شدن سریال اغما راه برای نظر کرده ها باز شد که هی بیان خودشونو تو تلویزیون نشون بدن

اما دیگه من موندم این نرجس خانوم و حاج آقا سرمد ( یا همون افسانه جون و آقا فرامرز ) چه نظر کرده هایین که تو این دنیا لنگشون پیدا نمی شه

با تشکر از کارشناس برنامه قسمتی از این سریال رو باز گو می کنم

حاج آقا سرمد و نرجس جون جونی توی باغ روبه روی هم نشستن و هر لحظه شما منتظری که حاج آقا پاشه و واسه نرجس جون آهنگ چه خوشگل شدی امشب رو بخونه

- رضا تو مسعود رو دزدیدی؟

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir --- > مسعود وقتی دزدیده شد

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir --- > مسعود وقتی کودک بود

.

.

.

فردا صبح ... باز هم در همون حالت

- رضا کاشکی خدا منو دوباره می برد تا ببینم الان که تو این کارو کردی قیافه ت چه شکلیه

- نرجس خانوم فکر می کنم دیگه قیافه م خوب شده باشه

- رضا من فهمیدم تو می خوای یه زنی رو بکشی

- نه خانوم من بچه هه رو می خواستم بکشم

- نه من فهمیدم زن بود

- ا؟ یعنی اگه من می خواستم کاری کنم حتما فریده می مرد

- نه رضا اصلا تو این تیریپ مایه ها نبود ... از فکر فریده بیا بیرونخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

وای رضا

کاشکی خدا دوباره منو می برد تا بفهمم

احتمالا خدا الان داره می گه ---> چییییییییی می گییییییی ؟ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir 

ما هم که هر لحظه منتظریم معصومه از تو بهشت بیاد بیرون به ما بگه چی کار کنیم ...

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ---> معصومه در بهشت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 12:30  توسط شیرین  | 

قروقاطی

سلام نمی کنم

مگه آدم در روز چند بار سلام می کنه

اصولا چون این وبلاگ رو واسه جلوگیری از حوصله سر رفتن زدم هر چند بار در روز که دلم خواست پست جدید می نویسم

خاطرات امروز رو بررسی می کنم

نزدیک به ۳۰ دور دور خونه تاب خوردم ( می گن راه رفتن واسم خوبه )

۷۰۰۰ بار وبلاگم رو رفرش کردم

۱۰۰۰۰ بار بلاگفا رو رفرش کردم

۱۰۰۰۰۰۰۰ بار پیج ۳۶۰ رو رفرش کردم ( واقعا خیلی کار سختی بود )

۵۰ یا ۶۰ تا وبلاگ خوندم

بیش از حد معمول غر زدم

از (!) خداحافظی کردم  واسه همین الان خیلی حالم گرفته س ... گریه م می یاد ... اما فکر کنم بهتر باشه ... یا واسه همیشه ... یا واسه یه مدت

واسه همین الان گریه م می یاد

اما خودم رو نگه داشتم ... هی بغضم می گیره

این طوری نبینین منو ... دلم شکسته ... خوب عشقم رفته ... کسی که خیلی دوسش دارم ...

دیگه ...

از بس کار مفید و مشخص انجام دادم چیزی به ذهنم نمی رسه ..

هیچ کس هم زنگ نمی زنه حالم رو بپرسه ... دل شکسته شدم ...

تا حالا آدم قاطی تر از من دیدین؟

نمی فهمم چی می گم

فعلند

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 21:27  توسط شیرین  | 

کافه پیاده

سلام

من شیرین هستم

گفتم واسه اولین پست خودم و معرفی کنم که چون من اصولا آدم بی نهایت خوش شانسی هستم هر چی نوشتم رو بلاگفا خورد

البته چون من آدم خیلی خونسردی هم هستم و اصلا الان دلم نمی خواد سر خودم رو بکوبم تو مونیتور دوباره می نویسم ( و البته برای در اومدن چشم بعضی ها )

این اولین وبلاگ من نیست ... دو تا قبلا وبلاگ داشتم که چون خیلی آدم باحالی هستم دو سالی هست دیگه تعطیل شدن

اگه هم پرسیدین که چرا همونجا ننوشتی باید بگم که دلم خواست ( خاطرات خوبی ازشون نداشتم )

خلاصه

امسال سال اولیه که می رم دانشگاه

چون آدم تیزهوش و نابغه ای هستم قراره مهندسی پزشکی و با مدیریت جهانگردی رو با هم بخونم

اما چون خیلی خوش شانس هستم از روز اول مهر بستری شدم و روز دوم مهر عمل ( حذف به قرینه لفظی )

حالا هم چون خیلی آدم فرهنگی هنری ورزشی هستم دارم وبلاگ می نویسم

خوب حوصلمان بسی سرید ( سر رفت )(از تو خونه موندن ... آخه راه هم نمی تونم برم )

خلاصه

موسیقی زیاد دوست می دارم

کتاب هم دوست می دارم

آخرین کتابی رو هم که خوندم پنج نفر در بهشت منتظر شما هستند میچ آلبوم بود ... توصیه می کنم بخونین

فعلا حرفی ندارم

اصولا آدم کم حرفی هستم ( از این پستم معلوم نیست؟ )

فعلند ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:36  توسط شیرین  |