کافه پیاده نویسی
من برگشتــــــــــــــــــــــــــــــم![]()
حالا همه دست دست دست دست
به به ... چه گلی ... چه بلبلی ...![]()
می دونم الان گریه شوق سر دادید که من اومدم![]()
خوبین؟؟؟
دلم واستون تنگیده بود![]()
******************************
چی شد که در کافه پیاده تخته شد؟
۱) گران فروشی
۲) به دلایل منکراتی![]()
۳) عدم پرداخت به موقع اجاره
۴) تبدیل شدن به مرکز فساد
۵) بییییییییییییییییییییپ
*
یک روز اینجانب به طور ناگهانی تصمیم گرفتم ...
که ... مرخصی بگیرم و شروع کنم به خوندن واسه کنکور...
خلاصه اینکه شیرین ۴ ماه نشست و خوند ... که ایشالله ایشالله به حق ۵ تن قبول بشم و از این فاجعه ( می دونین منظورم چیه ) فرار کنم![]()
راستی! کنکور آزادمم علوم تحقیقات دادم که ایشالله ایشالله ... ![]()
می دونم می پرسین چ کردم؟ ... منم می گم سراسری که خیلی سخت بود ... اما آزاد خوب شد ... حالا ببینیم خدا چی می خواد![]()
این از این
خیلی اتفاقات تو این مدت افتاد ... که می گم ... اما یه ذره یه ذره ... می ترسم شوک وارد شه بهتون !!!
***********************
دیگه این که ...
ی سری اتفاقات دیگه هم افتاد که همتون تو جریان هستین
منم احساس می کنم به نوبه خودم باید چیزی بگم
اما به جاش این شعر حمید مصدق رو می نویسم:
شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خاکستری بی باران پوشانده
آسمان را یکسر
ابر خاکستری بی باران دلگیر است ...
و سکوت تو پس پرده خاکستری سرد کدورت افسوس سخت دلگیرتر است
شوق باز آمدنم سوی توام هست اما ... تلخی سرد کدورت در تو
پای پوینده راهم بسته ... ابر خاکستری بی پایان راه بر مرغ نگاهم بسته ...
**********************************
پی نوشت ۱: یه کف مرتب واسه صابر برای هدر زیبا![]()
پی نوشت ۲ : تابستونم مبارک ... من اومدم![]()
پی نوشت ۳ : از این به بعدم هی می یام ... بترکه چشم حسود 
پی نوشت ۴: آهنگ وبلاگ رو Luz Casal خونده که اسپانیایی هست
پی نوشت ۵: دلم واسه این شکلکا خیلی تنگیده بود ...![]()
پی نوشت ۶: من برگشتم![]()


با تونِ صدای بالا باشند
...


خوشحال بودم استاده گفته نمره اضافه می کنم ... چه جوری رو نمی دونم !!!







(به جان خودم این رو از روی اندی ساختن) ، شهرام شبپره
( در کلیپ قربونت می شم من برات می میرم)، خُردادیان
( در کلیپ های گوناگون ) ، حسین رضازاده
( در کلیپ تبلیغ رابینسون ( از نظر هیکل و دور بازو و شکم )) ، ...



)


